آقای کیمیایی

0

همانطور که روزی فرانسوا تروفو در ستایش متعصبانه اش از جانی گیتار در برابر منتقدان فراوان این وسترن غیر متعارف نوشت: «دیگر به سینما نروید،چون شما مفهوم الهام، دیدِ سینمایی، نمابندی، کشف و شهود شاعرانه، ایده‌ی خوب و خلاصه معنی سینما را در نمی یابید»، می توان در رسای مسعود کیمیایی هم این گونه گفت که کسانی که از اساس آثار مسعود کیمیایی را رد می کنند، از جنس منتقدان جانی گیتارند که مفهوم سینما را نمی دانند یا فقط فکر می کنند که سینما را دوست دارند. کیمیایی عاشق سینماست. عاشقی که بارها و بارها فیلم های کلاسیک محبوبش را دیده، با آنها زندگی کرده، با انگشتان دو دستش قاب های آنها را تصور کرده و حالا جز به جز آن سکانس ها را جوری تعریف می کند که گویی خودش اجزای صحنه را چیده و بعد دوربین چشمش را فرمان حرکت داده تا ثبت کند، ضبط کند، بازی کند…عشق کند. دنیای شخصی اش را می توان دوست نداشت، از شلختگی ها و دو پارگی آثارش می توان انتقاد کرد اما بدون شک نفی سینمای کیمیایی نفی بخش بزرگی از سینماست. ویدیویی که به بهانه سالروز تولد آقای کارگردان در مجله پتریکور قرار می گیرد، یادآوری کوتاهی است از آقای خاص سینمای ایران که هرچند فیلم های آخرش را دوست نداریم (مخصوصا دو فیلم آخرش که از بدترین آثار کیمیایی است)، اما مشتاقانه آرزو می کنیم که همچنان سیگارش را گوشه لب و کلاهش را روی سرش بگذارد و پالتوی همیشگی اش را تن کند و بیاید برایمان حرف بزند، بنویسد و فیلم بسازد.

غالب صحنه های این ویدیو از مستند« آقای کیمیایی» ساخته امیر قادری گرفته شده و دوباره تدوین شده است.

دیدگاه شما

لطفا دیدگاه خود را وارد نمایید
نام خود را وارد کنید