قاب دوازدهم: یکی آن بالا ما را دوست دارد!

0

حالا که این متن را می نویسم شور پیروزی مقابل مراکش شاید کمتر شده باشد. شاید هر کسی به فراخور میل اش صحنه هایی از آن جمعه شبِ عجیب را بایگانی کرده باشد در ذهن اش و مدام به یاد آورد تا بماند برای سال های بعد. شاید چند غرغرویی که یک جمله خوانده اند در مورد افیون بودن فوتبال احساس غرورشان کم باد شده باشد به خاطر پز اقلیت گرفتن. و شاید کسانی که جمعه شب اشک ریختند و فریاد کشیدند؛ نه فقط برای یک برد در بازی فوتبال که برای ایران مصمم تر شده باشند تا این وطن را وطن تر کنند. و این قدرت و شورِ یک ملت است که می تواند از یک بازی پُل بزند به تاریخِ پر از قصه شده ی این روزهایش.
این عکس که getty image منتشرش کرده بی تردید سکوت عمیقی دارد. انگار راوی ای دیگر در حال تماشای ماجراست. انگار به یاد می آورد که یکی آن بالا ما را ، ایران را بیشتر دوست داشته. نگاهِ ارواحی است بر آسمان سن پترزبورگ که در حالی که داشتند آسمان ورزشگاه را ترک می کردند غافلگیر این گل شدند. ارواحِ کسانی که قلب شان می زده برای این کشور و می دانند نمادها گاهی بیش از وراجی های رئالیستی تاثیر می گذارند. این زاویه نشان می دهد که فوتبال افیون نیست، شورساز است و این حماقتِ برآمده از نخواندن و درک نکردنِ این شور است که افیون برخی شده است که فکر می کنند تمام غم ها و زخم های ما با این گل از یاد رفته…نه! این برد برای یادآورن بود. برای نعره ای که باید کشیده می شد. برای ملتی که گاهی باید همدیگر را ببینند در احساس شادی…نه غم…وای که چقدر غم ما را به هم پیوند زد در این سالها و حالا این شادی است که باید کمی ترمیم مان کند. ما به قصه ها نیاز داریم، به جان نیاز داریم. ما ایران هستیم و این تنها کلمه ای است که برای من اهمیت دارد.تنها مفهومی که خونم را گرم تر می کند. خانم ها، آقایان ما همیشه به تاریخ، به جهان بازمی گردیم چون یکی آن بالا ما را دوست دارد…همین و تمام.

نویسنده: مهدی یزدانی خرم
منبع: روزنامه سازندگی

دیدگاه شما

لطفا دیدگاه خود را وارد نمایید
نام خود را وارد کنید