نتایج تگ ها:

عکس نوشته های پتریکور

قاب چهاردهم: سال 1922 ؛سالی که پدربزرگ ها گم شدند!

  سال 1922؛ چهار سال از پایان جنگ جهانی اول گذشته است و پیامدهای اجتماعی و  اقتصادی آن همچنان بر سیاست، هنر و روح ملت‌ها...

قاب سیزدهم: سالوادور دالی ؛ رازی که یک دیوانه دید!

- شما چه هستید آقای دالی؟ سالوادور دالی: یک نابغه و یک قدیس، بله من بعد از مرگ پلانکِ فیزیکدان در 1947 و گاندی، تنها...

قاب ششم: فسیل

در من چیزی مرده است انگار... در ما چیزی مرده است انگار... میان من و تو چیزی هست که دیگر نه نفس می کشد...

قاب پنجم: غزلی در نتوانستن

تب کرده بود پاشویه اش کرده بودم.جواب نداده بود، به هذیان که افتاده بود ترسیده بودم. اسفند برایش دود کردم و تخم مرغ شکاندم...

قاب چهارم: متولد سال صفر

هرگاه ديدی روح خدا چون کبوتری از آسمان آمد و بر كسی قرار گرفت، بدان كه او همان است كه به انتظارش نشسته اید....

قاب سوم: قدم زدن در تاریکی

میز صبحانه همیشه لامکان خوبی برای حرف های عاشقانه بوده و هست. آدم های غریبه ای که خدا می داند کجای دنیای رویاهایشان ایستاده...

قاب دوم:گذشته او گذشته‌ی دیگری بوده است

سال 1942 ایستگاه قطار نیویورک، عکس لحظه ی خداحافظی سرباز آمریکایی اعزامی به جنگ با معشوقه اش را نشان می دهد...دو سال بعد مَرد،زنده...

قاب اول: روزگار افول

در سال 1923 یعنی پنج سال پس از خاتمه جنگ جهانی اول، با تحمیل معاهده ی ورسای با 440 شرط به کشور آلمان و...