نتایج تگ ها:

قاب پتریکور

قاب هجدهم: هفت روزی که دنیا را ندیدیم!

جغرافیای من تمام من است و من از تمام خود بیزارم. مثل دختر بچه‌ای در هیروشیما که با دست‌های کوچکش خاک‌های رادیواکتیویته را کنار...

قاب هفدهم: برگمان، پرسونا و بیان امر ناممکن!

مازیار اسلامی: می‌توان گفت که سینمای مدرن، بحران بیان در سینما بود؛ سینمایی در باب ناممکنی بیان و ارتباط در جهان مدرن‌. از روسلینی...

قاب شانزدهم: ایوان مخوف ، آیزنشتاین و استالین!

گفتگوی آیزنشتاین و استالین درباره فیلم «ایوان مخوف» با حضور چرکاسف، ژدانوف و مولوتوف در حین جنگ جهانی دوم و سیل فیلم‌های تبلیغاتی شوروی که...

قاب پانزدهم: کیمیایی: قرار بود آنتونی کویین رستم باشد!

شما یک بار گفته بودید که داستان گویی را در سینما از جان فورد و فیلم هایش آموخته‌اید. کیمیایی: نسل من سینما را از آنها...

قاب سوم: قدم زدن در تاریکی

میز صبحانه همیشه لامکان خوبی برای حرف های عاشقانه بوده و هست. آدم های غریبه ای که خدا می داند کجای دنیای رویاهایشان ایستاده...