حقیقت ناپدید می شود یا چگونه در شوروی همه محو شدند!

حقیقت ناپدید می شود یا چگونه در شوروی همه محو شدند!

حقایق چگونه می توانند غیرواقعی شوند؟ جای تعجب است که با گذشت روزها حس یک واقعیتِ مشترک جمعی می تواند به کلی تخریب شود. هانا آرنت در مقاله ای با عنوان رابطه بین حقیقت و سیاست که پنجاه و دو سال پیش در مجله نیویورکر به چاپ رسید به این نکته اشاره کرد که تا چه حد حقیقتِ واقعی آسیب پذیر است و آن را با مثال “نقش مردی به نام تروتسکی در جریان انقلاب روسیه که در هیچ یک از کتابهای تاریخی شوروی حضور ندارد” ارائه کرد. آرنت در مقاله اش می نویسد:
” در حقیقت نه بوسیله تئوری ها و نه با دستکاری افکار عمومی نمی توان به این هدف رسید که می شود واقعیتی را یکبار برای همیشه انکار کرد اگر تنها تعداد کافی از افراد به نبود آن واقعیت باور داشته باشند. اینکار نیازمند یک انهدام تمام و کمال است: همچون قاتلی که می گوید خانم اشمیت مرده است و سپس می رود و او را می کشد. در پهنه سیاست چنین انهدامی باید همه جانبه باشد. لازم نیست که اینجا تاکید کنیم که علیرغم شمار دهشت انگیز جنایات جنگی که در طول جنگ ویتنام صورت گرفته، هیچ گاه در هیچ رده ی دولتی چنین نظری مبنی بر انهدام همه جانبه موجود نبوده است. اما حتی در آنجا که، همچون هیتلر و استالین، چنین نیتی در دست است بایستی قادر مطلق بود تا بدان جامه عمل پوشاند. برای ازبین بردن نقش تروتسکی در تاریخ انقلاب روسیه کشتن وی و پاک کردن نام وی از تمامی مدارک روسی کفایت نمی کند و لازم است که تمامی همدوره ای ها و همرزمان وی از بین برداشته شده و آرشیوها و کتابخانه های همه کشورها را در اختیار گرفت.”
سی سال پس از آنکه آرنت مقاله خود را منتشر کرد، دیوید کینگ بریتانیایی، که یک کلکسیونر و تاریخ شناس روسیه است، مطالعه ای را در قالب یک آلبوم عکس منتشر کرد؛ مطالعه ای از ناپدید شدن آرشیوهای تروتسکی و تعدادی دیگر از روس ها که در زمان استالین مقبولیت خود را از دست داده و از تاریخ حذف شدند.
لنین و تروتسکی در شوروینام کتاب “کمیسر ناپدید می شود” است. عنوان کتاب، به شکل متناقضی، تحت الفظی است. ارجاع مشخص آن به عکسی از سال 1919 در دومین سالگرد انقلاب اکتبر است. در عکس، ولادیمیر لنین بالای پله ها ایستاده و تعداد زیادی مرد و کودک و افراد شناخته شده او را احاطه کرده اند در حالی که لئون تروتسکی نیز درست جلوی لنین ایستاده است. اما در سال 1967 که عکس منتشر می شود، تروتسکی از عکس ناپدید شده است: او به همراه چندین کمیسر دیگر از عکس پاک شده اند.
گاهی گفتن این که چه کسی از عکس حذف شده است، غیرممکن است و تنها می دانیم کسی در عکس حضور ندارد. عکسی از کلکسیون کینگ، قطاری تبلیغاتی را نشان می دهد؛ قطاری که تمام کشور را طی کرده است تا پیام انقلاب را پخش کند. کینگ می نویسد “زمانی که از نزدیک، به یکی از پنجره های سمت راست عکس نگاه می کنیم، ظاهری روح مانند – که نتیجه ی دستکاری ناشیانه ی روتوش کننده است- از کسی را می بینیم که بیرون را نگاه می کند. نمی دانیم چه کسی و چرا ناپدید شده است، فقط این را می دانیم که کسی حذف شده است. البته ما خوش شانس هستیم که می دانیم چیزی هست که ما نمی دانیم.
موارد بسیار بیشتری هستند که پیرامون وحشت دوران استالین نمی دانیم و اطلاعات امروز ما در مورد اینکه چند نفر از مردم کشته شده اند نسبت به یک، دو یا پنج دهه پیش بیشتر نیست. اوایل این ماه، اخباری رسید که سازمان F.S.B، آژانس جایگزین K.G.B در حال نابود کردن گزارشات پلیس مخفی از دوران ترور است؛ که بدین معنی است که احتمالاً هیچگاه نمی توانیم تصویری بسیار کامل تر از آنچه حالا داریم، داشته باشیم.
بسیاری از عکس های کلکسیون کینگ، بیشتر از آنکه در مورد حذف کردن چیزی یا کسی از عکس ها باشند، تحریف انجام شده توسط کمیسیون و میزان ساختگی بودن را نشان می دهند. عکسی نمادین از استالین و توده ها وجود دارد که در آن تصویر استالین به صورت واضحی در آن قرار داده شده است و توده ها -که کمتر جلب توجه می کنند- متشکل از چندین قطعه تکراری از جمعیت هستند. عکس هایی از فیلمِ قیام روسیه در سال 1905 و تصاویر یورش به کاخ زمستانی در سال 1917 وجود دارند که در واقع این تصاویر، رویدادهای تاریخی را نشان می دهند که به نحوی استفاده شده اند انگار که عکس های مستند هستند اما در پس زمینه ی همه عکس ها افسانه های شجاعت و پایداری حضور معناداری دارند. البته بیشترین علتی که باعث شده شواهد مستندی از رژیم شوروی در دست نباشد، نتیجه ی ترس مردم بوده است. ترس از اینکه همسایه هایشان ممکن است آنها را به مقامات گزارش دهند، باعث شده تا به انهدام آرشیوهای شخصی و همچنین کتب چاپی شان دست بزنند. با این حال مشخص شده که نقش چنین اتهاماتی در دوران وحشت نسبتاً کم بوده است: افراد بازداشت می شدند تا سهمیه های مشخصی را پر کنند؛ بازداشت ها اساساً تصادفی بوده و آنطور که بسیاری تصور می کردند در نتیجه ی گزارشاتِ خبرچین ها نبوده است. لنین و تاریخ شورویدر مقایسه با تغییر و تحریف تاریخ در شوروی که عامدانه و در عین حال فراگیر انجام شده است، دروغ های رایج کنونی در دولت آمریکا اما بسیار آماتوری بوده، اگر نخواهیم آنرا کودکانه بنامیم. دستکاری های معمول رئیس جمهور ترامپ در روایات تاریخی، که به نظر می رسد ریشه در جهل و نیت ناروا دارد، توسط رسانه هایی که حتی خود تولیدکننده آنها هستند نیز مورد تمسخر قرار می گیرد. عکس ها اغلب در نقش اصلاح تحریفات او عمل می کنند – به طور مثال اصرار او بر اینکه او بیشترین تعداد جمعیت در روز سوگند ریاست جمهوری در تاریخ آمریکا را داشته است – بطور کلی شکی نیست که ترامپ همچنان در حال انجام جنگی تمام عیار با رسانه ها، سوابق تاریخی و حقیقت است. آرنت در مقاله سال 1967 خود چنین هشدار می دهد:
“شانس اینکه حقیقتِ واقعی در برابر یورش قدرت جان سالم به در برد بسیار کم است، حقیقت همواره در معرض خطر دستکاری در برابر دیدگانِ عموم نه تنها در برهه ای خاص بلکه برای همیشه قرار دارد. حقایق و وقایع نسبت به قواعد، اکتشافات، تئوری هایی که زاییده ذهن انسان هستند، شکننده ترند؛ آنها در زمره ی امورِ همواره در حال تغییر انسان ها جای می گیرند که در آن جریان، چیزی پایدارتر از بقای نسبی ساختار ذهن انسان وجود ندارد. زمانی که آنها از بین می روند، هیچ تلاش منطقی آنها را باز نمی گرداند.” استالین و همراهان در شوروی

منبع: نیویورکر
نوشته‌ی Masha Gessen
ترجمه: پویان احمدی‌زاده

Latest

Read More

Comments

دیدگاه شما

لطفا دیدگاه خود را وارد نمایید
نام خود را وارد کنید

seventeen − seven =