«حماسۀ کولی» (Bohemian Rhapsody) ساختۀ برایان سینگر، بیشتر به نام موضوعِ فیلم است که شناخته میشود و کارنامۀ پرزرقوبرق کارگردان ۵۳ سالهاش — از «مظنونین همیشگی» گرفته تا سری «ایکس من» — هم نتوانسته نامش را از زیر سایۀ «فردی مرکوری» بزرگ بیرون بکشد. حتی اخراج سینگر در دو هفتۀ پایانی فیلمبرداری هم کارساز نبوده و «حماسۀ کولی» اغلب در یک عنوانِ چندکلمهای خلاصه میشود: «داستان زندگی فردی مرکوری»؛ و همین نام بس است که همۀ طرفداران «کویین» را مسخ کند و دیگر کسی نمیخواهد بداند چه کسی این داستان را تعریف کرده است.
«حماسۀ کولی» داستان موفقیت گروه معروف راکاندرولِ «کویین» در سالهای دهۀ ۷۰ و ۸۰ و بیوگرافی خوانندۀ اصلی گروه، فردی مرکوری است. نامِ فیلم برگرفته از معروفترین اثر «کویین» به همین نام، نوشتۀ خودِ فردی مرکوری است.
برای من که «کویین» و فردی مرکوری را دوست دارم، فیلم اثری درخشان بود. نه از آن جهت که زیباییشناسی خاصی داشته یا دارای عمق و مفهومی چندلایه باشد. فیلم در درجۀ اول با تکیه بر خواننده و گروه محبوبم و شنیدن قطعات مورد علاقهام و دیدن آن چهرهها روی پردۀ نقرهای با چیدمانی بهدقت طراحیشده، حس خوبی برایم داشت. اینکه چطور یک مرد معمولی در دهۀ ۷۰ میتواند دل از ریشههایش بکند و بینهایت تابوشکن باشد و نبض مردم تمام جهان را در دست بگیرد، برایم دلپذیر بود؛ و اینکه چطور میتوان تأثیر همۀ فاکتورها را به صفر نزدیک کرد، وقتی کاری را که انجام میدهی از اعماق قلبت آمده باشد.
فیلم بهوضوح نمیخواهد نظر مخاطبان را نسبت به فِردی عوض کند. شاید خود سینگر هم میدانسته که این غیرممکن است چراکه مردم جهان، فردی مرکوری را افسانۀ راکاندرول میدانند. همین است که فیلمِ «حماسۀ کولی» برخلاف خود فِردی مرکوریِ بیپروا و جسور، خطر نمیکند و فقط در پی نمایش شکوهِ محض یک شور همگانی میرود.
«رامی ملک» در نقش فردی مرکوری بازی درخشانی از خود ارائه داده است. شما در هیچکدام از سکانسهای فیلم حس نخواهید کرد که صدایی که میشنوید از این کالبد خارج نمیشود. رامی ملک از خودش یک فردی مرکوری ساخته، در ظاهر و لباسها، در ژستها و حرکاتش روی صحنه، و بیشک گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد و نامزدی اسکارش نتیجۀ همین تلاشهایش بوده است.
در اجرا نیز، سازندگان «حماسۀ کولی» کارشان را دقیق انجام دادهاند و تجربۀ دیدن این فیلم با بیشتر فیلمهای بیوگرافی متفاوت است. آنها پایشان را از جلوههای ویژۀ صِرف بسیار فراتر گذاشتهاند و با قدرت در جادۀ جاهطلبی همراه فِردی مرکوری قدمبهقدم آمدهاند تا تجربۀ دستاولی از اجراهای «کویین» را برایمان بازسازی کنند و ما را برسانند به آن حماسه و مؤلفی که حماسۀ کولیها را میسراید و میخواند. شما بعد از دیدن این فیلم و مخصوصاً پانزده دقیقۀ پایانیِ هوشمندانۀ آن درخواهید یافت که راکاندرول تا چه حد میتواند هیجانانگیز، محرک و باشکوه باشد.
«حماسۀ کولی» فیلم خوشساختی است، بهشدت سرگرمکننده است و حتی تا تیتراژ پایانی نیز میجنگد که فیلم خوبی باشد. من نمیدانم اگر «کویین» را نشناسید و صرفاً این فیلم را بدون علاقه به شخصیتهای واقعیِ پشت داستان تماشا کنید تجربۀ حسیتان چه خواهد بود. برای من اما این یک فیلم دوستداشتنی، خاطرهانگیز و تجربهای دلچسب بود.

حماسه کولی / راپسودی بوهمی ۲۰۱۸
«حماسۀ کولی» در گلدن گلوب در دو رشتۀ بهترین فیلمِ درام و بهترین بازیگر مرد، نامزد دریافت جایزه شد که توانست هر دو جایزه را به دست بیاورد. همچنین در نود و یکمین دورۀ جوایز اسکار، فیلم در پنج رشتۀ بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین تدوین، بهترین تدوین صدا و بهترین میکسِ صدا نامزد دریافت جایزۀ اسکار شده است.
