معرفی فیلم کشتن گوزن مقدس ساخته‌ی یورگوس لانتیموس

معرفی فیلم کشتن گوزن مقدس ساخته‌ی یورگوس لانتیموس

«کشتن گوزن مقدس»، جدیدترین فیلم یورگوس لانتیموس، فیلم‌سازی که پیش‌تر آثاری مانند «دندان نیش» و «خرچنگ» (لابستر) را از او دیده بودیم، مخلوطی است از فضای رازآلود فیلم‌های لینچ، ساختار فیلم‌های کوبریک، آزار فیلم‌های هانکه و طنز سیاه فیلم‌های پولانسکی؛ مخلوطی عجیب که تماشایش تجربه‌ای غیرمعمول، مسحورکننده و درعین‌حال آزاردهنده است. فیلم ماجرای انتقامی را روایت می‌کند که با اغلب فیلم‌هایی که تاکنون با این مضمون دیده‌ایم تفاوت دارد؛ انتقامی الهام‌گرفته از موقعیت مرکزی داستان «ایفی‌ژنی» اثر اوریپید که نام فیلم نیز مستقیماً به آن اشاره می‌کند: گوزن مقدسی که آرتمیس، الهۀ شکار، می‌فرستد تا به‌جای دختر بزرگ آگاممنون، ایفی‌ژنی، قربانی شود.

پوستر فیلم کشتن گوزن مقدس، ساخته‌ی یورگوس لانتیموس، ۲۰۱۷

کشتن گوزن مقدس ۲۰۱۷

The Killing of a Sacred Deer
کارگردان
یورگوس لانتیموس
نویسنده
یورگوس لانتیموس، افتیمیس فیلیپو
بازیگران اصلی
کالین فارل، نیکول کیدمن، بری کیوگن، رافی کسیدی، سانی سولجیک
ژانر
تریلر روان‌شناختی
کشور سازنده
ایرلند، بریتانیا، فرانسه
زبان
انگلیسی
مدت
۱۲۱ دقیقه
رنگ
رنگی

واکنش منتقدان

جاناتان رامنی (Sight and Sound)

«کشتن گوزن مقدس» تراژدی ایفی‌ژنی را به جهان معاصر منتقل می‌کند و امر اسطوره‌ای را در دل فضایی کاملاً مدرن قرار می‌دهد. فیلم از یک سو در بیمارستان، خانه‌های مرتب و روابط کنترل‌شدۀ خانواده‌ای مرفه می‌گذرد؛ جهانی که ظاهراً باید تحت سلطۀ علم، قانون و عقلانیت باشد. از سوی دیگر، با ورود مارتین، قانونی قدیمی سر برمی‌آورد: اگر انسانی کشته شده است، برای بازگشت توازن باید انسانی دیگر قربانی شود. خشونت فیلم از دل همین پیوند میان تراژدی یونانی و جهان معاصر شکل می‌گیرد. خانۀ بزرگ خانواده و فضای بیمارستان همچون کاخ‌هایی مدرن تصویر می‌شوند؛ فضاهایی وسیع، سرد، متقارن و به‌ظاهر عقلانی که حضور مارتین نظم آن‌ها را به‌تدریج مختل می‌کند. تراولینگ‌های طولانی در راهروها، مقیاس پرابهت قاب‌ها و موسیقی اتونال به فیلم کیفیتی آیینی و تا حدی کوبریکی می‌دهند و احساس حضور نیروی گریزناپذیر تقدیر را تشدید می‌کنند.
بااین‌حال، قدرت فرمال و تأثیر حسی فیلم لزوماً در تماشای دوباره به کشف لایه‌های تازه و عمیق‌تر منجر نمی‌شود. ماندگارترین وجه فیلم در بازی‌هاست؛ گذار تدریجی شخصیت کالین فارل از خویشتن‌داری به استیصال و خشم، سکون کنترل‌شدۀ نیکول کیدمن و به‌ویژه حضور بری کیوگن در نقش مارتین؛ شخصیتی که هم آسیب‌پذیر است و هم تهدیدکننده و بیش از آنکه صرفاً یک فرد باشد، به تجسم نیرویی توقف‌ناپذیر شباهت دارد. مشکل فیلم درست از جایی آغاز می‌شود که این مهندسی دقیق بیش از حد به رخ کشیده می‌شود. لحن بی‌حس بازی‌ها که زمانی یکی از ویژگی‌های متمایز سینمای لانتیموس بود، گاه حالتی بیش از حد آشنا و تکرارشونده پیدا می‌کند. فیلم با ترکیب تحریک فلسفی، خشونت جسمانی، موسیقی آزاردهنده و تصاویر حساب‌شده با قدرت بر تماشاگر اثر می‌گذارد، اما همین سازوکارِ بی‌وقفه برای ایجاد اضطراب می‌تواند آن را به اثری تبدیل کند که ضربۀ اولیه‌اش از ماندگاری معنایی‌اش بیشتر است؛ چنان‌که پس از فروکش کردن تأثیر تماشای اول، روایت و اجرای سبکی آن لزوماً عمق تازه‌ای برای کشف عرضه نمی‌کنند و فاصله‌گذاری عاطفی فیلم نیز امکان درگیری مستقیم و عمیق با رنج شخصیت‌ها را محدود می‌کند.

او هیون‌سوک (The Journal of East-West Comparative Literature)

انتقام مارتین را نمی‌توان برقراری توازن میان مرگ پدر و گناه استیون دانست. فیلم نشان می‌دهد که خشونت وقتی در مقام اجرای عدالت قرار می‌گیرد، می‌تواند همان منطقی را تکرار کند که مدعی مقابله با آن است. مارتین استیون را مسئول مرگ پدرش می‌داند، اما مجازاتی که تعیین می‌کند متوجه او نیست؛ عضوی بی‌گناه از خانواده باید قربانی شود. این منطق در نهایت فقط از سوی مارتین تحمیل نمی‌شود، بلکه خانواده هم آن را می‌پذیرد. وقتی آنا پیشنهاد می‌کند یکی از بچه‌ها قربانی شود و بعداً می‌توان دوباره بچه‌دار شد، منطق جایگزینی از سطح اسطوره وارد زبان عقلانی خانوادۀ مدرن می‌شود. همان خانواده‌ای که در آغاز فیلم منظم، مرفه و عادی به نظر می‌رسید، در لحظۀ بحران اعضای خود را به واحدهایی قابل جایگزینی تبدیل می‌کند. این‌گونه، خشونت اسطوره‌ای الزاماً در نقطۀ مقابل عقلانیت مدرن قرار نمی‌گیرد، بلکه گاهی عقلانیت با زبان محاسبه به خدمت همان منطق قدیمی قربانی درمی‌آید. در چنین وضعیتی، فاصلۀ میان عدالت، انتقام و خشونت از میان می‌رود و هر کنش تازه تنها خشونت را بازتولید می‌کند.

دوغان آیدوغان (SineFilozofi)

قربانی در «کشتن گوزن مقدس» تنها یک مجازات روایی نیست، بلکه بخشی از سازوکاری است که مناسبات قدرت و نظم اجتماعی را شکل می‌دهد. سنت‌های مختلف قربانی، با وجود تفاوت‌های تاریخی و فرهنگی، آن را با مفاهیمی مثل پیمان، هدیه و کفاره پیوند داده‌اند؛ عملی که رابطه با امر مقدس را ترمیم می‌کند و بر نوعی اطاعت استوار است. فیلم این منطق را در دل خانواده قرار می‌دهد و مناسک قربانی را هم‌زمان با نظریۀ قرارداد اجتماعی و روان‌کاوی پیوند می‌زند. قربانی از این منظر نشانه‌ای از پذیرش قانون و چشم‌پوشی فرد از بخشی از خواست خود است. در سطح روان‌کاوانه، همین فرایند به مسئلۀ سوژگی و انضباط فرد در برابر «قانون پدر» مربوط می‌شود. در «کشتن گوزن مقدس»، ترسناک‌ترین نیروی ماورایی مارتین نیست؛ بلکه ایده‌ای است که همۀ شخصیت‌ها سرانجام تسلیم آن می‌شوند؛ این باور که برای برقراری دوبارۀ نظم باید کسی قربانی شود.

مایکل سراگو (Film Comment)

لانتیموس در «کشتن گوزن مقدس» بسیاری از روابط علت‌ومعلولی، انگیزه‌های روان‌شناختی و توضیحات لازم برای فهم رفتار شخصیت‌ها را عامدانه حذف می‌کند و از تماشاگر می‌خواهد خلأ میان موقعیت‌ها، دیالوگ‌ها و کنش‌ها را پر کند. مخاطب با موقعیتی غریب، دیالوگ‌هایی عامدانه خشک و بازی‌هایی بی‌حالت روبه‌رو می‌شود و ناچار است معنا و منطق پنهان میان این عناصر را خودش بازسازی کند. فیلم به قلمرو تریلرهای روان‌شناختی هیچکاک و پولانسکی نزدیک می‌شود، اما همان عناصری را که به این سنت نیروی روان‌شناختی می‌دهند کنار می‌گذارد. حتی رابطۀ جنسی و خشونت هم با سردی و فاصله‌ای عاطفی تصویر می‌شوند؛ صحنه‌هایی که باید واجد کشش، ترس یا تنش جسمانی باشند، عامدانه از شور و واکنش انسانی تهی شده‌اند. تکرار رفتارهای نامعمول، کمپوزیسیون‌های حساب‌شده و موسیقی تهدیدآمیز می‌خواهند معماری صوتی‌ـ‌بصری پیچیده‌ای بسازند، اما این معماری بر بنیانی سست قرار گرفته است. ارجاع به آگاممنون و ایفی‌ژنی هم به‌تنهایی نمی‌تواند به شخصیت‌ها وزنی اسطوره‌ای بدهد و بیشتر شبیه استفاده از اعتبار فرهنگی تراژدی یونانی است. تصنع فیلم در نهایت شخصیت‌ها را از فردیت تهی می‌کند و آن‌ها را بیش از آنکه انسان‌هایی درگیر یک تراژدی نشان بدهد، به اجزای آزمایش بی‌رحمانۀ کارگردان تبدیل می‌کند.

ونسان مالوزا (Cahiers du cinéma)

«کشتن گوزن مقدس» از عنوان پرطمطراقش تا فرم شبه‌کوبریکی و عاریتی‌اش، نمونه‌ای تمام‌عیار از سینمای ابرمؤلف‌های جشنواره‌ای است؛ سینمایی که تظاهر و فضل‌فروشی‌اش در هر دورۀ جشنوارۀ کن، بی‌هیچ شرمی به نمایش درمی‌آید. حباب فیلم بعد از چند سکانس ابتداییِ کنجکاوی‌برانگیز خیلی زود می‌ترکد. شخصیت‌های لانتیموس در دل پیرنگی مضحک گرفتار شده‌اند و با توسل به تراژدی یونان قرار است صاحب وزن و اعتباری درخور باشند. بااین‌حال، اثر مدام میان چند افق متفاوت سرگردان می‌ماند: از یک سو با سینمایی سرد و نظاره‌گر روبه‌رو هستیم که شخصیت‌هایش بی‌احساس و مکانیکی، همچون ربات‌ها، در جهان فیلم پرسه می‌زنند؛ از سوی دیگر، روایت به یکی دیگر از همان داستان‌های آشنای طبقۀ مرفه درباره گناه و تاوان تبدیل می‌شود و در نهایت شبیه یک فیلم وحشت درجه‌سه است که ناشیانه می‌کوشد خودش را اثری جدی و فلسفی دربارۀ «شر» جا بزند؛ آن هم با حال‌وهوایی که یادآور سینمای میشائیل هانکه است. درست مثل «خرچنگ»، اینجا هم فیلم، خیلی زود زیر بار حماقت خودش فرو می‌ریزد. لانتیموس می‌کوشد با ژست‌های سبکی و حرکات نمایشی، اثری جدی و متفکرانه بسازد، اما حاصل سینمایی است که از همان آغاز مرده به دنیا آمده است؛ سینمایی زبان‌باز و اهل فضل‌فروشی که مدام به دنبال خودش می‌دود و با هر زورآزمایی کوچک و هر حرکت نمایشی تازه، بیش از پیش خودش را محکوم می‌کند و پشت پرده‌ای از دود ناپدید می‌شود.

مارک کرمود (The Observer)

نیروی «کشتن گوزن مقدس» از برخورد چند منطق ناسازگار می‌آید: امر باستانی با جهان مدرن، امر مضحک با امر هراس‌انگیز و انتخاب فردی با تقدیری که راه گریزی از آن وجود ندارد. مارتین گاهی شمایلی از نورمن بیتس را به یاد می‌آورد و گاهی نوجوانِ «باید دربارۀ کوین حرف بزنیم» را، اما فیلم عامدانه مشخص نمی‌کند که او نیرویی فراطبیعی است یا فقط پیام‌آور آن. قدرت او از همین بی‌توضیحی می‌آید. مارتین نه به زبان احساسات، بلکه به زبان فرمول سخن می‌گوید: توازن به هم خورده و باید دوباره برقرار شود. حقایق هولناک با لحنی سرد و آیینی بیان می‌شوند و کیفیتی شبیه نفرین پیدا می‌کنند. فضای فیلم نسبت به فیلم‌های قبلی لانتیموس در ظاهر رئالیستی‌تر است، اما همین آشنایی حضور امر فراطبیعی را ناآرام‌کننده‌تر می‌کند.
TRAILER

تیزر فیلم کشتن گوزن مقدس با زیرنویس فارسی پتریکور

Latest

Read More

Comments

دیدگاه شما

لطفا دیدگاه خود را وارد نمایید
نام خود را وارد کنید

2 × 3 =

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.