نتایج تگ ها:

مینیمال

قاب یازدهم: شب‌های پاریس

دانشجویان معترض فرانسوی در ماه می سال 1968 نسبت به برنامه های دولت دوگل و محدودیت‌هایی که حکومت برای آنها ایجاد کرده بود به...

قاب دهم: عشق در میانه

25 دی ماه سال 1357...بعد از تجمعی که در استادیوم امجدیه در حمایت از شاپور بختیار برگزار شد، مخالفان شاه با زنی که به...

قاب نهم: شهر گمشده

این شهر من است. بی نام. بی ریشه. بی اصل و نصب. هیچ کس،هیچ گاه در این شهر متولد نشده و هیچ کس اینجا...

قاب هشتم: آقای بازیگر

عشق فيلم بود. خودش را آرتیست می‌دید. آن وقت‌ها همه‌ی آرتیست‌ها سيگار به لب بودند. اینجا هنوز ساختمان‌سازی نشده بود و گندم زار بود....

قاب ششم: فسیل

در من چیزی مرده است انگار... در ما چیزی مرده است انگار... میان من و تو چیزی هست که دیگر نه نفس می کشد...

داستان کوتاه: فرار از اردوگاه شماره 14

دنیای سیاه و سفید با روزهای تلخ...من از زندگی چیزی نفهمیدم و این را هم وقتی فهمیدم که آخرین تیر اسلحه ای که روی...

داستان کوتاه: آن مرد، زیر باران

مردی زیر باران قدم می‌زند و موز می‌خورد. از کجا می‌آید. به کجا می‌رود. چرا موز می‌خورد. چقدر تند باران می‌بارد. مرد موز را...

از روزمرگی ها:من همان جا مشغول مُردنم بودم!

تصویر رفتنت مثل قطاری است که در یک روز بارانی ایستگاه خالی را ترک می کند... می روی. دنبالت می دوم و سرما پوست...

داستان کوتاه:گزارش یک قتل

اکثر اتفاقات در این داستان رنگی از واقعیت دارند در روز سی ام تیرماه سال 1331 مامور ویژه اداره اطلاعات شهربانی در گزارش خود می...

!Lost In Translation

من تمام زبان های جهان را می دانم و زبان دل اما... نمی دانم. تمام آجرهای جهان را می شناسم و دیوار جملات را...