اسکار 2018:مهم ترین فیلم های سال: 1-سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری

اسکار 2018:مهم ترین فیلم های سال: 1-سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری

فصل جوایز سینمایی از راه رسیده است. هر ساله در ماه دسامبر مهمترین فیلم های سال در آمریکا اکران می شوند تا بیشترین شانس را برای حضور موفق در فصل جوایز سینمایی داشته باشند. حتی بعضی فیلم ها که اکران ماه دیگری را داشته اند برای بالا بردن رتبه ی خود در دید عموم، اکران محدودی هم در ماه های پایانی سال برای خود دست و پا می کنند. مجله های معروف سینمایی در شماره ی آخر سالشان بهترین فیلم های سال را معرفی می کنند و در پی آن انواع لیست های منتقدان و اهالی سینما صادر می شوند و این بازی تا مشخص شدن نتیجه ی اسکار ادامه دارد.
امسال هم با توجه به اینکه فقط ده روز به آخر سال 2017 باقی مانده، فیلم های پرامید کمپانی‌های بزرگ در حالی اکران پر سر و صدای خود را می گذرانند که تقریبا مهمترین فیلم های سال شناسایی شده اند و ما در مجله ی پتریکور قصد داریم تا روز 23 ژانویه که  زمان اعلام نامزدهای جوایز نودمین اسکار تاریخ سینماست، این مهمترین فیلم های سال را به همراه تیزرشان معرفی کنیم. البته بررسی کامل این فیلم ها می ماند برای روزی که نسخه ی با کیفیتشان به دستمان برسد و این تب و تاب جوایز قدری فروکش کرده باشد.

1- سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری
Three Billboards Outside Ebbing, Missouri
نویسنده و کارگردان: مارتین مک دونا (در بروژ، هفت روان پریش و فیلم کوتاه ششلول)
بازیگران: فرانسیس مک دورمند، وودی هارلسون و سم راکول…
ژانر: کمدی، جنایی، درام
مدت زمان فیلم: 115 دقیقه
کشور: آمریکا – انگلستان
زبان: انگلیسی
تاریخ اکران: 10 نوامبر  2017


واکنش منتقدان:

  دیوید رونی/Hollywood Reporter
بعضی فیلم ها چنان گرمایی دارند که می توانند شما را جلوی پرده ی سینما آب کنند. مارتین مک دونا بعد از«در بروژ» و «هفت روان پریش» با این فیلم جدیدش دوباره همین کار را می کند. یک نمایشِ درخشانِ طنزآمیز از بی عدالتی، خشم شکسپیری و یک رستگاری ناقص در ابعاد یک وسترن حماسی کلاسیک.

 ریل ویوز/جیمز براردینلی
یک کمدی سیاه، یک تراژدی غم انگیز با لحظات کوبنده، پیچش‌های درست و در نهایت یک رستگاری. تا کنون در سال 2017 هیچ فیلمی حتی تجربه‌ای نزدیک به آنچه این فیلم ارائه می‌دهد را نداشته است. تجربه‌ای که بر روی طنابی باریک میان کمدی و تراژدی سیال است. به جز «برادران کوئن» سخت است که کارگردانی را با این مهارت پیدا کنید.

 رابی کالین/The Telegraph
تمام عناصر داستان در خدمت فیلم هستند و همین باعث می شود تا بیننده با رضایتی کم نظیر سالن سینما را ترک کند. بازی‌های درخشان و فیلم‌نامه‌ ی مثال زدنیِ فیلم از عوامل اصلی قدرت و موفقیت «سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری» به شمار می رود.

  مانولا دارگیس/New York Times
آقای مک دونا عادت دارد تا کمدی را در برابر خشونت قرار دهد و از صحنه هایی غیرقابل وصف، خنده بیرون بکشد. این هم نشینی جسورانه در هر سه فیلمش دیده می شود. او باعث خنده ای می شود که در گلو گیر می کند و این حس دوگانه را ایجاد می کند که اصلاً چرا به این موضوع می خندیم؟ مک دونا در این کار استاد است. اما او اغلب برای جدا کردن مواد خشونت و کمدی از هم تلاشی نمی کند. گاهی شوخي هایش در عین سلیس بودن مي توانند به طور ناخوشایندی كم عمق و صرفاً توليد كننده ي فضاي متشنج باشند تا اینکه چالشی برای مخاطب ایجاد کند. او گاهی فریبکارانه در جهت مبهم کردن كليشه ها در فضای غالب تئاتری اش پیش می رود.

 آرش خوشخو
فیلم سه بیلبورد، خارج از ابینگ میزوری احساس مشابه تماشای «منچستر بای دسی» را برایم متبادر کرد. این که فیلمساز به جای آفرینش، به جای روایت، در حال تردستی با کارت های مطمئن و مشخصی است که در آستین دارد. این که فیلمساز جریان درام را مدام قطع می کند تا کاهلانه به موقعیت هایی پناه ببرد که هرچه بیشتر تراژیک ، دو قطبی و پارادوکسیکال باشند. این که برای رساندن فیلم به موقعیت های مورد علاقه خود-موقعیت هایی که فکر می کند تاثیر گذار هستند- ابایی ندارد که مدام تقارن های بی منطق جور کند. مفهوم رستگاری و پاک شدن راکول در آتش و سپس موقعیت های وسوسه برانگیز همکاری اش با مک دورماند، آن قدر برای فیلمساز جذاب بوده که نقطه عطف فیلمش را بر چنین سکانس متظاهرانه ای قرار می دهد. مثل کاری که کِنت لانرگان برا ی متاثر ساختن تماشاگر در منچستر بای دسی انجام می داد. تلاش فیلمساز برای مطرح ساختن تم خشونت  و جاذبه غریب آن مشهود است اما به نظرم درنمایشنامه هایش این رفت و برگشت گروتسک وار به دنیای بلاهت معصومانه و حیوانیت را با مهارت بیشتری انجام می دهد. نمایش هایی مثل مرد بالشی و یا ملکه زیبایی لی نین.

 کسری ولایی
«سه بیلورد خارج از ابینگ، میزوری» یادآور خیلی از آثار موفق چند سال اخیر است، از سریال «کارآگاه حقیقی» بگیرید تا حتی «لالا لند»؛ آثاری که خیلی هوشمندانه با فرمول‌ها بازی می‌کنند و همان چیزی را به مخاطب می‌دهند که انتظار دارد. آنها برای مخاطب عام دست‌نیافتنی به نظر می‌رسند و برای منتقدان شبیه جدول پیچیده‌ای که می‌توانند حلش کنند. با این حساب بعید هم نیست که سرنوشتی مشابه همان فیلم‌ها و سریال‌ها پیدا کند.

تیزر فیلم «سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری با زیرنویس فارسی اختصاصی پتریکور»:

Latest

درباره «ویتالینا وارلا» نوشته ژاک رانسیر

اصل این متن به زبان فرانسه در شماره صد و پانزدهم مجله ترافیک در سپتامبر 2020 منتشر شده و ترجمه‌ی زیر از برگردانِ انگلیسی...

تحول شخصیت در فیلم «پرنده رنگین» ساخته‌ واتسلاو مارهول

واهمه‌های با نام و نشان! واتسلاو مارهول در آخرین فیلم خود، پرنده رنگین که بر اساس رمانی به همین نام اثر یرژی کوشینسکی ساخته‌شده، داستانِ...

کنکاش ناتمام ساعدی

غلامحسین ساعدی از «بادِ جن» تا «دایره مینا» اینکه حضور غلامحسین ساعدی در سینمای ایران باعث پیدایش «موج نوی سینما» و یا بخشی از دگرگونی‌های...

گفتگو با کوئنتین تارانتینو؛ زندگی و مرگ در لس آنجلس

شاید تصور آنکه دو نامِ به‌ظاهر متناقض برگرفته از دو سنت سینمایی متفاوت در کنار هم به‌عنوان محبوب‌ترین فیلم‌های یک مجله‌ی سینمایی فارسی‌زبان در...

بهترین فیلم‌های سال 2020 به انتخاب منتقدان و نشریات خارجی

این لیست به‌تدریج تکمیل می‌شود. بهترین فیلم‌های دهه (۲۰۱۹-۲۰۱۰) به انتخاب منتقدان بین‌المللی و نشریات خارجی بهترین فیلم‌های سال 2019 به انتخاب منتقدان...

نگاهی به فیلم «ناگهان درخت» ساخته‌ صفی یزدانیان

پسانوگرایی با طعم افسوس ایده‌های نظریِ سینما همان‌قدر که راهگشا هستند به همان اندازه می‌توانند مرزبندی اثر هنری را به محدوده‌ی خطرناکی سوق دهند که...

Read More

Comments

دیدگاه شما

لطفا دیدگاه خود را وارد نمایید
نام خود را وارد کنید