فانتزی عاشقانهی گی یرمو دلتورو امسال برای اولین بار در جشنوارهی ونیز به نمایش در آمد و علاوه بر کسب شیر طلایی ونیز، نظر مثبت منتقدان هم به خود جلب کرد و تا به امروز حضور پر قدرتی در فصل جوایز داشته است. «شکل آب» موفقترین فیلم دل تورو بعد از «هزارتوی پَن» است و جهانِ خاص و خیالانگیزش در این فیلم هم با همان عناصر آشنای همیشگی ادامه یافته است. ساختار و ایدهی روایی فیلم تا حد زیادی یادآور فیلم کوتاه «فضای بین ما» و رمان مشترک دل تورو با دانیل کراوس به نام شکارچیان غول بیابانی/ Trollhunters است. داستان فیلم در دهه ۱۹۶۰ در دوران جنگ سرد میگذرد. الایسا یتیمی لال است که به عنوان نظافتچی در یک آزمایشگاه دولتیِ محرمانه کار میکند و به یک موجود عجیب در آن آزمایشگاه دل میبازد. گی یرمو دل تورو خود میگوید که این فیلم را بیشتر از همه فیلمهایش دوست دارد: «هیچ فیلمی از «شکل آب» برای من شخصیتر نخواهد شد. در نُه فیلمی که قبل از این ساختهام، ترسها و رؤیاهای کودکیام را بیان کردم و این اولین باری است که به عنوان انسانی بزرگسال حرف میزنم. از چیزهایی که دغدغهام بوده و هست. واقعاً به آن افتخار میکنم. این محبوبترین فیلمی است که تا به امروز ساختهام. این فیلم قلب بزرگی دارد. من بارها و بارها بعد از ساخت فیلم آن را دیدهام؛ اما هنوز در سه یا چهار جای فیلم به گریه میافتم. من عاشق این فیلم هستم و آن را قصهی پریانِ دورههای سخت خواندهام. این فیلم مانند مرهمی عمل میکند در برابر اتفاقهای این دنیا؛ جایی که هر روز صبح که از خواب بیدار میشویم خبرهای بدتری به گوشمان میرسد».
اگر میخواهید بدانید چه انتظاری باید از فیلم «شکل آب» داشته باشید، کافی است به تلفیقی از «امیلی» (۲۰۰۱) و «هیولای ماقبل تاریخ» (۱۹۵۴) فکر کنید که با کمی «پری دریایی کوچک»، کمی هم «چهرههای پنهان» و حتی «لالالند» سرو میشود. بهتر است که به همۀ اینها هیجان جیمز باند و شخصیتهای متفاوتی از دنیای برادران کوئن را هم اضافه کنید. «شکل آب» بینقصترین فیلم گییرمو دل تورو است. فانتزی شاهکاری که تکاملیافتۀ قصۀ پریانی چون دیو و دلبر است.
آلخاندرو گونزالس اینیاریتو (IndieWire)
سالها پیش گییرمو با همان چشمهای بزرگ و درخشانش دربارۀ ایدهای به من گفت که در ذهنش بود: «داستانی عاشقانه بین یک زن لال و یک مرد آبزی». گییرمو تنها کسی است که میتواند چنین ایدهای را بپروراند. در کنار اینکه از این ایده بسیار هیجانزده شده بودم، میدانستم که اگر این فیلم را بسازد، بهترین فیلمش خواهد شد. فیلمهایی وجود دارند که کموبیش هر کارگردانی میتواند آنها را بسازد، اما چنین ایدههایی را فقط یک کارگردان است که در تمام دنیا میتواند تصویر کند. این شخصیترین اثر گییرمو دل توروست. نامۀ عاشقانهای است خطاب به عشق و ابراز عشقی است به ذات سینما.
دیوید رونی (The Hollywood Reporter)
دل تورو با فاصله گرفتن از کارهای استودیویی فیلمی را عرضه کرده که افسون ناب است. قصۀ پریانی با رگههای تیره و تار که سرشار از جادوی سینماست. این فیلم هیولایی مجذوبکننده، تصویری از آمریکای گرفتار تباهی اخلاقی اوایل دهۀ ۶۰ را با قصهای غریب در باب عشق استادانه درهمآمیخته است.
بن کرال (IndieWire)
در سکانسی دلنشین از فیلم جدید و هنرمندانۀ گییرمو دل تورو، بهناگاه شخصیتها شروع به آواز خواندن میکنند. فضا تاریک میشود، رنگها به سمت سیاهوسفید شدن میروند و الایسای لال دست هیولا را میگیرد و هر دو همچون فیلمهای قدیمی هالیوودی، همراه با آهنگ قدیمی «تو هیچوقت نخواهی فهمید چقدر عاشقت هستم» شروع به رقص پا میکنند. این تنها یکی از بیشمار لحظههای جادویی فیلم است.
استفانی زاخارک (Time)
گییرمو دل تورو بهتر از هر فیلمساز زندۀ دیگر، عشق هیولایی را درک میکند و فیلم جدیدش، «شکل آب» دربارۀ زیباترین نامۀ عاشقانهای است که هر هیولای سینماییای آرزویش را دارد. «شکل آب» ما را به عمق یک رؤیا هدایت میکند. بیداری و ورود مجدد به دنیای روزمره، آن چیزی است که باید خود را برای آن آماده کنید.