قاب دهم: عشق در میانه

قاب دهم: عشق در میانه

25 دی ماه سال 1357…بعد از تجمعی که در استادیوم امجدیه در حمایت از شاپور بختیار برگزار شد، مخالفان شاه با زنی که به نظر می رسید از گروه مقابل است، درگیر می شوند.

پتریکور: دخترش می‌گفت با اینکه اصلاً نمی‌فهمد این تظاهرات و بگیروببندها برای چیست، اما دلِ خوشی هم از دربار و متعلقاتش ندارد که بخواهد طرف آنها را بگیرد. مخصوصاً از آن اشرف… آخر آدم این‌قدر سبک؟! می‌گفت که شنیده آخرین بار با یک بازیگرِ درجه دوی تئاتر روی هم ریخته و چه خاک‌برسری‌ها که در انظار درباریان نکرده‌اند. برای چه؟ چون طرف خوب ادای «شفیق» را درمی‌آورده…صدایش را جوری می‌کرده که دل شاهدخت را می‌برده. یکی نیست بگوید آخر چرا با آن مرد متارکه کردی که حالا صدایش تو را حالی به حالی کند. آن هم در این سن و سال…بعد به شایعه‌ی رابطه‌ی سال‌های دور اشرف با استالین هم اشاره‌ای کرد و با گذشتن از جزییات رابطه، گفت که بهترین کار در این اوضاع به هم ریخته این است که بین دو طرف قضاوت نکرد. نه انقلابیون و نه شاه‌پرستان. بعد هم درحالی‌که خودش را به پشت مادرش رسانده بود و شانه‌هایش را می‌مالید، گفت که حالا که بحث به اینجاها رسیده باید این راهم در میان بگذارد که تازگی‌ها با پسری آشنا شده که کله‌اش بوی قورمه‌سبزی می‌دهد. چپ است و منبعِ الهام مارکس و انقلاب جهانی را قرآنِ خودمان می‌داند. پدرمادردار و اصیل است و خوبی‌اش این است که آن‌قدر از والا گوهر و حکومت بدش می‌آید که دیگر می‌شود مطمئن بود مثل عاشقِ قبلی- آن جوانک مطرب- فریبِ مارِ خوش‌خط‌وخالی مثل اشرف را نمی‌خورد و او را ترک نمی‌کند و این را یکی از مزایای معترضان می‌دانست. بعد دوباره آمد و نشست روبه روی مادر و شروع کرد به تعریف ماجرایی که دیروز از پسر شنیده بود…

مادر اما گوشش پر بود از شعارهای دیروز و تنش تیر می‌کشید از مشت و لگدهایی که از انقلابیونِ مخالفِ شاه خورده بود. به دروغ گفته بود که این کبودی‌ها برای فرار از تصادفی بوده که داشته با ماشینِ پیکان همسایه می‌کرده و دختر هم انگار قبول کرده بود و نمی‌دانست که مادرش رفته بوده امجدیه تا از بختیار حمایت کند و نمی‌دانست که پنجاه سال زمان گذشته از روزی که سردار فاتح- پدر شاپور- از سرِ کوکی کیف، دخترکِ حسینقلی خان را به نام پسرش زده بود و این را دیگر هیچ‌کس نمی‌دانست که بعد از آن دخترک، تنها عاشق یک نام شد که سال‌ها بعد قرار بود به نخست‌وزیری ایران برسد.

Latest

درباره «ویتالینا وارلا» نوشته ژاک رانسیر

اصل این متن به زبان فرانسه در شماره صد و پانزدهم مجله ترافیک در سپتامبر 2020 منتشر شده و ترجمه‌ی زیر از برگردانِ انگلیسی...

تحول شخصیت در فیلم «پرنده رنگین» ساخته‌ واتسلاو مارهول

واهمه‌های با نام و نشان! واتسلاو مارهول در آخرین فیلم خود، پرنده رنگین که بر اساس رمانی به همین نام اثر یرژی کوشینسکی ساخته‌شده، داستانِ...

کنکاش ناتمام ساعدی

غلامحسین ساعدی از «بادِ جن» تا «دایره مینا» اینکه حضور غلامحسین ساعدی در سینمای ایران باعث پیدایش «موج نوی سینما» و یا بخشی از دگرگونی‌های...

گفتگو با کوئنتین تارانتینو؛ زندگی و مرگ در لس آنجلس

شاید تصور آنکه دو نامِ به‌ظاهر متناقض برگرفته از دو سنت سینمایی متفاوت در کنار هم به‌عنوان محبوب‌ترین فیلم‌های یک مجله‌ی سینمایی فارسی‌زبان در...

بهترین فیلم‌های سال 2020 به انتخاب منتقدان و نشریات خارجی

این لیست به‌تدریج تکمیل می‌شود. بهترین فیلم‌های دهه (۲۰۱۹-۲۰۱۰) به انتخاب منتقدان بین‌المللی و نشریات خارجی بهترین فیلم‌های سال 2019 به انتخاب منتقدان...

نگاهی به فیلم «ناگهان درخت» ساخته‌ صفی یزدانیان

پسانوگرایی با طعم افسوس ایده‌های نظریِ سینما همان‌قدر که راهگشا هستند به همان اندازه می‌توانند مرزبندی اثر هنری را به محدوده‌ی خطرناکی سوق دهند که...

Read More

Comments

دیدگاه شما

لطفا دیدگاه خود را وارد نمایید
نام خود را وارد کنید