داستان هنر انقلابی در شوروی؛ از آوانگاردها تا رئالیسم سوسیالیستی

داستان هنر انقلابی در شوروی؛ از آوانگاردها تا رئالیسم سوسیالیستی

با گذشت یک قرن از پیروزی انقلاب کمونیستی در روسیه، مورخان و پژوهشگران به بازنگری و مرور جنبه‌های مختلف این انقلاب، از جمله «هنر انقلابی» آن روی آورده‌اند و پرسش اصلی آنان این است که چگونه هنرِ تجربه‌گرا و آوانگاردی که در اوایل انقلاب رواج پیدا کرده بود، در سال‌های آینده به عنوان سبکی منحط و بیگانه مردود شناخته شد؟
پس از انقلاب فوریه ۱۹۱۷ با سقوط تزاریسم و ایجاد فضای باز سیاسی، بسیاری از هنرمندان، نویسندگان، شاعران، طراحان، معماران و اهالی تئاتر و سینما امیدوار شدند که بتوانند عرصه هنر و ادبیات را خارج از کنترل و هژمونیِ دستگاه قدرت، به پیشرفت‌های بزرگ‌تری برسانند؛ اما عمرِ دولت ائتلافی کوتاه بود و با جنگ داخلی و خشونت و سرانجام با قیام اکتبر ۱۹۱۷، سرنگون شد. با سقوط دولت ائتلافی، بلشویک‌ها به‌طور انحصاری، قدرت را به‌دست گرفتند. دولت انقلابی جدید در اواسط دهه‌ی ۱۹۲۰ شروع به ابراز نارضایتی از هنر رادیکال و انتزاعی کرد و اصولی را تعریف کرد که به واسطه‌ی آن، تمام عرصه‌های هنر را به خدمت اهداف سوسیالیسم در می‌آورد. تجربه‌گرایی، که از زمان انقلاب رواج پیدا کرده بود، اکنون در شوروی سبکی بیگانه محسوب می‌شد؛ چراکه برای پیش بردن آرمان‌های انقلاب، امر فرهنگی باید برای توده‌ها قابل فهم می‌بود. بنابراین، هر چیزی که اندکی پیچیده‌تر، مبتکرانه‌تر، یا اصیل‌تر بود برچسبِ «بی‌مصرف» بودن می‌خورد و حتی احتمال می‌دادند که خطرناک باشد. هنر انتزاعی با اهداف انقلاب همخوانی نداشت و دوره‌ی آزادی برای هنر آوانگارد به سر رسیده بود.
در ۲۳ آوریل ۱۹۳۲، کمیته‌ی مرکزی حزب از تشکیل «اتحادیه‌ی هنرمندانِ اتحاد جماهیر شوروی» خبر داد که وظیفه داشت رئالیسم سوسیالیستی را به عنوان تنها سبک مورد قبول در بیان هنری به هنرمندان تحمیل کند. از آن پس مقرر شد که هنر باید فقط پیکار انسان‌ها را برای پیشبرد سوسیالیسم به سوی زندگی بهتر به تصویر بکشد. هنرمندِ خلاق باید با واقع‌گرایی، خوش‌بینی و حماسه‌آفرینی به طبقه‌ی کارگر خدمت می‌کرد.
در ویدیو- مقاله‌ی بالا، داستانِ چرخشِ هنر انقلابی در اتحاد جماهیر شوروی از جنبش «آوانگارد» تا رسیدن به «رئالیسم سوسیالیستی» بازگو شده است.
منبع ویدیو: Then&Now
ترجمه و زیرنویس: پتریکور

Latest

تحول شخصیت در فیلم «پرنده رنگین» ساخته‌ واتسلاو مارهول

واهمه‌های با نام و نشان! واتسلاو مارهول در آخرین فیلم خود، پرنده رنگین که بر اساس رمانی به همین نام اثر یرژی کوشینسکی ساخته‌شده، داستانِ...

کنکاش ناتمام ساعدی

غلامحسین ساعدی و سینمای ایران اینکه حضور غلامحسین ساعدی در سینمای ایران باعث پیدایش «موج نوی سینما» و یا بخشی از دگرگونی‌های ظاهری می‌شود، تنها...

گفتگو با کوئنتین تارانتینو؛ زندگی و مرگ در لس آنجلس

شاید تصور آنکه دو نامِ به‌ظاهر متناقض برگرفته از دو سنت سینمایی متفاوت در کنار هم به‌عنوان محبوب‌ترین فیلم‌های یک مجله‌ی سینمایی فارسی‌زبان در...

بهترین فیلم‌های سال 2020 به انتخاب منتقدان و نشریات خارجی

این لیست به‌تدریج تکمیل می‌شود. بهترین فیلم‌های دهه (۲۰۱۹-۲۰۱۰) به انتخاب منتقدان بین‌المللی و نشریات خارجی بهترین فیلم‌های سال 2019 به انتخاب منتقدان...

نگاهی به فیلم «ناگهان درخت» ساخته‌ صفی یزدانیان

پسانوگرایی با طعم افسوس ایده‌های نظریِ سینما همان‌قدر که راهگشا هستند به همان اندازه می‌توانند مرزبندی اثر هنری را به محدوده‌ی خطرناکی سوق دهند که...

حادثه محرک در فیلم «دادگاه شیکاگو هفت» اثر آرون سورکین

مخالف‌های دوست‌داشتنی رابرت مک‌کی در کتاب مشهورش «داستان»، حادثه محرک را موتور محرکه‌ای می‌داند که سبب بر هم زدن توازن موجود در زندگی «شخصیت» داستان...

Read More

Comments

2 دیدگاه

  1. سلام. گئورگی پلخانف در سال 1918 فوت کرده، در فیلم نقل قولی از وی آورده شده و گفته شده که در سال 1924 پلخانف گفته است … . میشه این رو برای من توضیح بدید، باتشکر از سایت خوبتون

    • سلام و ممنون از توجه و تذکرِ به جای شما. مشکل از زیرنویس بود و اصلاح شد.

دیدگاه شما

لطفا دیدگاه خود را وارد نمایید
نام خود را وارد کنید