در خیل تحلیلهای روانکاوانه از سینمای هیچکاک، کتاب «لاکان — هیچکاک» به ویراستاری اسلاوی ژیژک بدون تردید جایگاه ویژه و والایی دارد. این کتاب که از نخستین دستاوردهای مکتب اسلوونی است، به نظریات و مفاهیم لاکانی متأخر میپردازد و در مجموع از مابقی تحلیلهای لاکانی که از هیچکاک شده کاملتر و دقیقتر است. علاوه بر این، ژیژک به همراه دیگر نویسندگان این پروژه، با تأکید بر مفهوم «نگاه» و «امر واقعی» و «سیر و سلوک ادیپی»، سینمای هیچکاک را از منظر سبکی هم بررسی میکند و نشان میدهد چگونه این مفاهیم در فیلمهای او جنبۀ فُرمال مییابند و به همین لحاظ هم یکی از ارزشمندترین بحثهایی است که تا به حال در مورد هیچکاک و سینمای او شده است.
ژیژک بهطور خاص از طریق هیچکاک به یکی از مفاهیم مرکزی و مهم لاکانی یعنی مفهوم «نگاه» میپردازد و با تبیینی فلسفی فراتر از تفاسیر فمینیستی و پساساختارگرایانه، آن را وارد نقد فیلم میکند. ژیژک معتقد است که «نگاه» لکهای است در اُبژه که دیدنِ ما و تماشا کردنِ ما را معطوف به خودش میکند. مثالهای زیادی هم در این مورد از فیلمهای هیچکاک میآورد، مثالِ مشهورش فیلم «روانی» است که بر اساس آن تفسیر میکند هیچکاک چگونه به «نگاه» جسمانیت میبخشد. منظورش «نگاهِ» خارج از چشم، یا «نگاهِ» بدونِ چشم است. یعنی وقتی ما به عنوان سوژه در حال نگاه کردن به ابژه هستیم؛ در وهلۀ اول از سوی ابژه دیده میشویم. ژیژک به این ترتیب میگوید «نگاه» هم دربرگیرندۀ کنش دیدن است و هم دربرگیرندۀ کنش دیده شدن.
و این «نگاهِ» شیء را در نقاشیهای سالوادور دالی و کارهای رنه ماگریت یادآوری میکند. مثالِ سینمایی ژیژک اما صحنۀ مشهوری است از فیلمِ «روانی» که ماریون دارد به ساختمان گوتیک و هراسانگیزِ نورمن بیتس نزدیک میشود. اولین نمایی که هیچکاک نشان میدهد، نمایی از نقطۀ دیدِ ماریون است که به خانه نگاه میکند. دومین نما، یا نمای متقابل، نمایی از داخلِ خانه است، از پشتِ پنجره که ماریون را در حالِ نزدیک شدن میبیند. ژیژک میگوید این شیوۀ مونتاژ بهشکل قراردادی در تاریخ سینما، یعنی اینکه پشتِ پنجره کسی هست که دارد ماریون را نگاه میکند، ولی هیچکاک در پلانِ بعدی به ما نشان میدهد که آن اتاق خالی است. این شیوۀ مونتاژِ نامتعارف در کارِ هیچکاک با استانداردهای مونتاژِ سینمای کلاسیک یکجور غلطِ مونتاژی است و نمیشود بدون اینکه کسی داخلِ خانه باشد از پنجره ماریون را دید که دارد به سوی خانه میآید. اما هیچکاک با این تمهید میخواهد بگوید خودِ خانه واجدِ عنصرِ نگاه است و خانه است که به ماریون نگاه میکند و همین است که ماریون را واداشته به سمت خانه کشش پیدا کند. به این ترتیب ژیژک از طریقِ مفهومِ «نگاه» بسیاری از ویژگیهای سَبکی و مونتاژی فیلمهای هیچکاک را تبیین میکند.
کتاب «لاکان — هیچکاک» با گردآوری مازیار اسلامی به فارسی هم ترجمه شده است و برای درک سینمای هیچکاک از منظر روانکاوی منبع بسیار مهمی است که باید مورد مطالعه قرار بگیرد.
