از سینما و دیگر اهریمنان: گزارش های پراکنده (۱)

1
آلفرد هیچکاک

۱- این خبر را ایسنا به نقل از گاردین مخابره کرده که «تیپی هدرن» بازیگر معروف آمریکایی که سابقه ی بازی در فیلم «پرندگان» و همچنین فیلم «مارنی» از ساخته‌های «آلفرد هیچکاک» را دارد، در کتاب خاطراتش با عنوان «تیپی» مدعی شده که «هیچکاک» در زمان ساخت «پرندگان» در دهه ۱۹۶۰ میلادی او را مورد آزار و اذیت جنسی قرار داده است. با اینکه «جان راسل تیلور» تاریخدان سینما و نویسنده رسمی زندگی نامه ی«هیچکاک» این ادعا را رد کرده و به دفاع از هیچکاک برخاسته اما جدا از صحت و سقم این ادعا و این که این داستان از قدیمی ترین روایات سینمایی است و البته قبول این نکته که دانستن این گونه اخبار، سوی تاریک نوابغ را به ما می شناساند ، بد نیست برای دوستان عزیزی که شم پاپاراتزیِ پنهان خودرا با این گونه مطالب جلا می بخشند چند افشاگری دیگر انجام شود تا شاید بتوان از آن نتیجه ای گرفت و کمی در موردِ سطحی گرایی مُد شده به نامِ روشنگری و کشف میانمایگی در سینما و کلاً هنر بیشتر تامل کرد.
می توانیم با چند “می دانستید که…” شروع کنیم و بگوییم: می دانستید روبرتو روسلینی یک زن شوهردار را اغوا کرده است و با او رابطه داشته؟ می دانستید فورد به عنوان مرد متاهل عاشق کاترین هپبورن بوده؟ می دانید زن بونوئل گفته که بونوئل در زندگی خصوصی مردی متعصب بوده و یک بار سر قمار با دوستانش پیانوی شخصی و همسر خودرا به رقیب باخته است؟ می دانستید برگمان و دیوید لین هرکدام شش بار ازدواج کرده بودند؟ می دانستید پازولینی همجنسگرا بوده است؟ می دانستید ویسکونتی هم تمایلات همجنس خواهانه داشته است؟ می دانستید هاوکس می خواسته خودش شخصا لورن باکال را تور کند؟ می دانستید پولانسکی به دخترک ۱۳ ساله تجاوز کرده ؟ می دانستید بیلی وایلدر قبل از فیلمسازی یک رقاص کرایه ای (Taxi Dancer) در برلین بوده است؟ و…
اینها همه از روایات مشهور درباره بزرگان سینماست و همه شان هم با سند و مدرک کافی. این لیست را می توان همینطور ادامه داد و مثلاً گفت که اسکار وایلد هم همجنسگرا بوده و جناب ویل دورانت در کتابی که به طور مشترک با همسرش نوشته روایت کرده که در جوانی در ۴۸ ساعت ۱۷ بار استمنا کرده است!
اما در پایان و با دانستن این لیدهای خبری و این سویه های تاریک چه شد؟ آیا هیچکاک با این اتهام به فرهنگ انگلستان و آمریکا خیانت کرد؟ آیا دیگر پرندگانِ هیچکاک شاهکار نیست؟ آیا در این گزاره شکی هست که برگمان روشنفکرترین کارگردان سینماست؟ آیا دیگر ویل دورانت نمی خوانیم و جان فورد را ستایش نمی کنیم؟ آیا کمپین “نه به پولانسکی” راه انداخته ایم و دوره افتاده ایم در خیابان و نور در دست، اذهان تاریک را تقبیح می کنیم؟ پس این هنر متعهد چیست که در تاریخ سینما هیچ خریداری ندارد و اصلاً آیا تعهد در هنر معنای دیگری جز آنکه در ایران از آن می گویند، نیست؟
پی نوشت: همجنسگرایی در سالهای مورد بحث و طول دوره ی زندگی این افراد امری خوشایند نبوده و مانند امروز عادی نشده بود و به همین منظور در لیست افشاگری ها آمده است.


۲- فهرستی از ده فیلمِ عمر دیوید لینچ هم به تازگی منتشر شده که در کنار ده فیلم عمرِ فدریکو فلینی نشان می دهد اساتید، همانطور که می شد حدس زد بسیار خوش سلیقه بوده و هستند:

ده فیلم عمرِ دیوید لینچ: هشت و نیم(فلینی)،‌ سانست بلوار(وایلدر)، تعطیلات مسیو اولو(تاتی)، ‌پنجره عقبی(هیچکاک)، آپارتمان(وایلدر)، جاده(فلینی)، این یک هدیه است(نورمن مک لئود)، لولیتا(کوبریک)، ‌جادوگر شهر اُز(فلمینگ)، اشتروژک(هرتزوک).
ده فیلم عمرِ فدریکو فلینی: سیرک (چارلی چاپلین)، همه فیلم های برادران مارکس و فیلم های لورل و هاردی، دلیجان (جان فورد)، جذابیت پنهان بورژوازی(بونوئل)، ۲۰۰۱، یک ادیسه فضایی(کوبریک)، پاییزا(روسلینی)، پرندگان(هیچکاک)، توت فرنگی های وحشی(برگمان) و هشت ونیم خودش!


۳- و دیگر اینکه آل پاچینوی بزرگ هم به فهرست بازیگران فیلمِ جدیدِ تارانتینو پیوست تا در کنار لئوناردو دی کاپریو، برد پیت، مارگو رابی، برت رینولدز، کرت راسل، داکوتا فنینگ، تیم راث و مایکل مدسن در ساخت «روزی روزگاری هالیوود» نقش ایفا کند. این فیلم در کنار فیلمِ «مرد ایرلندی» اسکورسیزی دومین فیلم مورد انتظار دوستداران سینما برای دیدن همان آل پاچینوی دوست داشتنی است که در سالهای اخیر میزان اثرگذاری اش در سینما کاهش یافته بود.


۴- و آخر اینکه فیلم «خوک» ساخته ی مانی حقیقی را حتماً باید دید. بیشتر از آن صحنه ی کنسرت «حسن معجونی» با یک راکت تنیس و آن مامور امنیتی اش را باید دید. علاوه بر اینکه فیلم خوبی است، ساخته شدن این فیلمها در سینمای ایران نعمت است.

1 دیدگاه

  1. به نظر من این افراد هنرمند هستن و نه معلم اخلاق. وقتی با دیدن فیلم های پولانسکی حال می کنم چه اهمیتی داره که چه زندگی خصوص داشته. مهم اینه که کاریو که مهارت داره به درستی انجام بده. مایکل جکسونو دوست دارم بخاطر صداش و رقصش، نه بخاطر حسن اخلاقش. همونطور که مثلا به گاندی احترام می ذارم بخاطر عقایدش و نه بخاطر اینکه صدا و رقص خوبی نداره ازش بیزار باشم. البته اگه هنرمند حسن اخلاق داشته باشه چه بهتر، ولی خوب شرط لازم نیست.

دیدگاه شما

لطفا دیدگاه خود را وارد نمایید
نام خود را وارد کنید