ویدیو مقاله: سویه‌های الهیاتی سینمای اسکورسیزی

0
«کوچکتر که بودم، دوست داشتم کشیش شوم، اما خیلی زود فهمیدم که حرفه‌ی واقعی‌ام، گرایش درونیِ اصلی‌ام به سینماست. البته من چنان تضادی بین کلیسا و سینما، امر مقدس و امر غیرمذهبی نمی‌بینم. طبیعتاً این دو تفاوت‌های عمده‌ای با هم دارند، اما من در کنار اینها شباهت‌های زیادی بین کلیسا و سینما می‌بینم. هر دو جایی هستند برای اینکه مردم در کنار هم جمع شوند و تجربه‌ای مشترک داشته باشند. علاوه بر این، به عقیده من در فیلم‌ها نوعی معنویت هم هست، اگرچه این معنویت طوری نیست که بتواند جای خالی ایمان را پر کند. نگاه که می‌کنم، می‌بینم در طول سال‌ها خیلی فیلم‌ها به وجه روحانیِ طبیعت بشر پرداخته‌اند. از «تعصب» گریفیث و «خوشه‌های خشم» جان فورد تا «سرگیجه» هیچکاک، «اودیسه فضایی»ِ کوبریک و خیلی فیلم‌های دیگر. انگار این فیلم‌ها پاسخگوی جست‌و‌جوی باستانی بشر برای رسیدن به ناخودآگاه جمعی هستند. آنها نیاز روحانی مردم را ارضا می‌کنند؛ نیاز به داشتن خاطره‌ای مشترک.»
مارتین اسکورسیزی

درونمایه‌های الهیاتی و المان‌ها و آیکون‌های کاتولیکی در فیلم‌های اسکورسیزی عیان اند. علاوه بر نمادهای ظاهری، اساساً می‌توان سبک فیلمسازیِ اسکورسیزی را نوعی حرکت بر مدار الهیات دانست. کلوزآپ‌های طولانی و کشدار اسکورسیزی انگار می‌خواهند به اجسام مادی نوعی معنویت ببخشند و این متفاوت است مثلاً با کلوزآپ های برگمان که سویه‌ای اگزیستانسیالیستی دارند. اگر از روایاتی مانند «آخرین وسوسه‌ی مسیح» و «سکوت»،که مستقیماً با مضمون و پیرنگی الهیاتی سر و کار دارند، بگذریم، می‌توان به خصوص به فیلم‌هایی اشاره کرد که اسکورسیزیِ کاتولیک با پل شریدر کالوینیست کار کرده‌ که در آنها سویه‌ی متعارض الهیاتی در بیان داستان‌های قدیمیِ مذهبی، به شکلی پیچیده و چندلایه منجر به ورود تنش‌های ساختاری و مضمونی فراوانی به جهان فیلم شده‌اند. به عنوان مثال به راننده تاکسی و شخصیت تراویس بیکل می‌توان اشاره کرد که با اینکه از یک سو تحت تاثیر ادبیات اگزیستانسیالیستی و شخصیت راسکولنیکوفِ جنایت و مکافات است و در عالم سینما هم به شخصیت «ایتان ادواردز» در جویندگانِ فورد شبیه است، اما از سویی دیگر ریشه در کمدی الهی دانته دارد؛ تلاشی که دانته برای بازگرداندن بئاتریس از درون دوزخ می‌کند بسیار شبیه است به کاری که تراویس برای بازگرداندن آیریس از فاحشه خانه می‌کند. در ادامه می‌بینیم که با گذشت زمان علاوه بر جهان شخصیِ اگزیستانسیالیستیِ قهرمان، جنبه‌هایی از یک ناجی در تراویس مشهود است. اما رویکرد انتقادی و مساله‌دار اسکورسیزی و شریدر با آنچه در کتاب مقدس می‌گذرد، متفاوت است. تراویس در راننده تاکسی در هیبت یک ناجی ظاهر می‌شود که دیگر قادر نیست جانش را برای نجات بشر فدا کند. تراویس با آنکه می‌خواهد اما نمی تواند خودش را خلاص کند. درباره‌ی «گاو خشمگین» هم وضعیت به همین منوال است، مشت زنی که از طریق مشت خوردن می‌خواهد رستگار شود و آنها را عقوبتی خودخواسته می‌داند تا جبران مافات گناهانش را کرده باشد. در آن ضرباتی که جیک لاموتا می خورد، نوعی ایده مسیحیِ رستگاری نهفته است که البته باز به گونه‌ایی کنایی فیلم نشان می‌دهد که محقق نمی‌شود.
بُعد الهیاتی سینمای اسکورسیزی بعد از همکاری با پل شریدر هم همچنان به نوعی دیگر ادامه پیدا می‌کند، اما دیگر محل تلاقی و تنش کالوینیسم و کاتولیک‌گرایی نیست. «کازینو» به لحاظ الهیاتی فیلمی درباره‌ی قوم لوط است و می‌توان مولفه‌های این داستان کتاب مقدسی را در فیلم به روشنی دید یا در «تنگه وحشت»، میثاقِ آخر کتاب مقدس است که مضمون اصلی فیلم است. اسکورسیزی حتی در روایت «آخرین وسوسه مسیح» هم به جای آنکه به کتاب مقدس مراجعه کند، از ادبیات و رمان نیکوس کازانتاکیس اقتباس می‌کند تا همچنان مساله‌اش در دنیای مدرن با آنچه در دین رسوب کرده است باقی بماند تا از دل این تعارض در پی نگاهی تازه به وضعیت بشری در عصر خشونتِ «رفقای خوب» باشد.


منبع ویدیو، سایت filmscalpel است.

دیدگاه شما

لطفا دیدگاه خود را وارد نمایید
نام خود را وارد کنید