یکشنبه, ۳۱ تیر, ۱۳۹۷
روزمرگی

روزمرگی های آقای م.هیس (قسمت سوم)

روز هفتم/ دهم دی ماه 1395 چند وقتی است که دوباره می خواهم بنویسم. از روزمرگی ها. از رفت و آمدهایم در دنیای واقعی...شاید هم...
روزمرگی

روزمرگی های آقای م.هیس (قسمت دوم)

روز چهارم/ بیست و یکم دی سال 1385 باید از این شهر بروم . روزهای آخر هنوز مرا رها نکرده اند. قاعدتاً آدم باید احساس...
روزمرگی های آقای م.هیس

روزمرگی های آقای م.هیس (قسمت اول)

روز اول/ دوازدهم دی سال 1385 نشسته ام پشت کامپیوتر و اینترنت را ورق می زنم پی هیچ. حال و روزم مثل همه ی شبهای...
ورق پاره های زندان

داستان کوتاه:ورق پاره های زندان

«م» را برده بودند برای استنطاق. آن روز خیلی اوقاتش تلخ بود. در صورتی که ما برخلاف او وقتی ناممان را صدا می کردند...
فرار از اردوگاه شماره 14

داستان کوتاه: فرار از اردوگاه شماره ۱۴

دنیای سیاه و سفید با روزهای تلخ...من از زندگی چیزی نفهمیدم و این را هم وقتی فهمیدم که آخرین تیر اسلحه ای که روی...
نوستالژی

روی دیوار برلین

عمو شاهرخ چپ بود. توده ای بود و قبل از انقلاب به همین دلیل پنج سالی را در زندان گذرانده بود تا اینکه یک...
باران

داستان کوتاه: آن مرد،زیر باران

مردی زیر باران قدم می زند و موز می خورد. از کجا می آید. به کجا می رود. چرا موز می خورد. چقدر تند...
هارولد پینتر

من آمده ام تا تو مُرده باشی!

هارولد پینتر نمایشنامه ای دارد به نام مستخدم ماشینی. دو شخصیت اند داخل یک اتاق به نام های «بن» و «گاس». کارشان این است...
عاشقانه آرام

از روزمرگی ها:عاشقانه آرام

برگشتم به خانه ی قدیمی، اتاقم همان است که بود. روی میز همان آینه ی کوچک و همان دفتر قدیمی. صفحه ی اولش نوشته...
روزمرگی ها

از روزمرگی ها:من همان جا مشغول مُردنم بودم!

تصویر رفتنت مثل قطاری است که در یک روز بارانی ایستگاه خالی را ترک می کند... می روی. دنبالت می دوم و سرما پوست...
داریوش مهرجویی و ورتر جوان نوشته گوته

روزمرگی های آقای مهرجویی در فرانس(۲)

تا دو ساعت دیگر با گوستاو قرار مهمی دارم. به خودم می گویم مثل یک فروشنده ی قوی باید فیلم نامه ام را بفروشم...
داریوش مهرجویی

روزمرگی های آقای مهرجویی در فرانس

حالا که فکرش را می کنم، می بینم آن روزها از خوش ترین ایامِ دوره ی تبعید ناخواسته ام به فرانسه بود. روزهایی که...
روزمرگی ها

روزمرگی های آقای م.هیس (قسمت پنجم)

روز.../بیست و نهم دی ماه 1431 آسایشگاه سالمندان کهریزک – عصر یک روز معمولی دستم را به سختی بالا می آورم و صورتم را که...
روزمرگی های آقای م.هیس

روزمرگی های آقای م.هیس (قسمت چهارم)

روز دهم/ بیست و یکم دی ماه 1396 پیش از طلوع آفتاب صدایی که از مناره مسجد نزدیک می آمد، خیلی ضعیف بود و قاعدتاً...
روزمرگی

روزمرگی های آقای م.هیس (قسمت سوم)

روز هفتم/ دهم دی ماه 1395 چند وقتی است که دوباره می خواهم بنویسم. از روزمرگی ها. از رفت و آمدهایم در دنیای واقعی...شاید هم...
45 سالگی پدرخوانده

از پدرخوانده ،تویین پیکس و کمی هم سیاست:گزارش های پراکنده(۳)

1- 45 سال از اکران فیلم پدرخوانده می گذرد و هنوز جایگاهش نه فقط در تاریخ سینمای آمریکا که اصولاً در تاریخ معاصر تثبیت...
اجاره نشین ها

از سینما،فوتبال و دیگر اهریمنان: گزارش های پراکنده (۲)

1- درست سی و یک سال از اکران اجاره نشین ها می گذرد و این فیلم همچون یک گوهر در سینمای ایران باقی مانده...